پارت14

گناه
پارت‌چهاردهم
_بابا من میخوام مهمونی بگیرم برای برگشتنم
ا.ج:خب این خیلی خوبه ماهم ی سوپرایزی براتون دارم عزیزم تو میگی؟
م.ل:عاا خب اره راستش خیلی وقت بود که باهم تنها نبودیم و تصمیم گرفتیم ی یک ماهی بریم مسافرت به پاریس
ا.ج:آره امشب هم پرواز داریم ازتون میخوام مواظب همدیگه باشین
+خب امیدوارم بهتون خوش بگذره منم باید برم دیگه دیرم میشه نوش جان
رفتم بالا لباسامو عوض کردم و ساک رو گرفتم و زدم بیرون رسیدم تمرین کردم کارم تموم شد و تو ماشین بودم که جونگکوک که خرگوشی سیو بود پیام داد گفت
_زودتر بیا قراره که باباومادرت برن کجایی تو اخه
+خیله خب تو راهم الان میرسم
چرا اخه انقدر بداخلاقه
رسیدم خونه
+مامان
م.ل:دخترم
اومدم جلو و بغلم کرد
+برو خوشگذرون
م.ل:مواظب خودت باش...جونگکوک به تو میپارمش تازه به یونگی و جیهوپ هم گفتم بهت سر بزنن
_چشم حواسم هست
+یااا مگه بچم من
ا.ج:خب دیگه غر زدن بسه راستی مهمونی رو کِی میگیری؟
_فرداشب تو خونه
ا.ج:باشه مراقب خودتون باشین هردو مونو بغل کردو بلاخره رفتن
.
.
(لباس‌باشگاه‌برای‌لونا)
پایان
حمایت؟
دیدگاه ها (۹)

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

مافیای من

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

Part ³⁵ویو لیلی= اخه مادر من مگه من دستگاه زن یابم ؟ که زود ...

مافیای من

پارت ۳

پارت۵

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط