Part ³⁵
Part ³⁵
ویو لیلی
= اخه مادر من مگه من دستگاه زن یابم ؟ که زود یکیو بشکم سمت خودم !
خندیدیم
م.ج : من نمیدونم به فکر خودت باش
= چشم حالا مارو ول کن
م.ج : پسره پرو !
تهیونگ از گونه مادرجون بوسید
= مامان خانم ناراحت نباش زودی بهت خبر میدم !
م.ج : ببینم من حرفم با شما تموم نشده ها من 5 تا نوه میخوام فهمیدین ؟!!
با این چیزی که گفت چشمای جونگکوک گرد شدو من رفتم تو هنگ 5 تا بچه اخهه !! مگه میخوای مهد کودک راه بندازی زن !! جونگکوک نگاهم کرد برگشت سمت مادرجون
_ مامان خانم کمه که !!....8 تا دیگه ام اضافه کن !
مادرجون گوش جونگکوک گرفتو پیچوند
م.ج : منو مسخره میکنی ؟!!
_ آیی مادر من ول کن نه بخدا من غلط بکنم !!
مادر جون جونگکوکو ول کرد
م.ج : شنیدین چی گفتم من نوه میخوام !
مادر جون برگشت سمت تهیونگ !
م.ج : من از توام نوه میخوام !!
= مادر من تروخدا یکم ارومتر برو من هنوز تو پیدا کردنش موندم بعد تو ازم نوه ام میخ ای عجبا !!
م.ج : همین که گفتم !
پ.ج : خانم ولشون کن بچه هارو ناسلامتی امشب عروسیه پسرته ها !
م.ج : من قربون پسرمو عروس گلم بشم !
_ خدا نکنه مامان خانم !
+ خدا نکنه مادرجون !
بعد از این شب با اینکه ناراحت بودم ولی کنار این خانواده واقعا یه چیز دیگه بود . بعد از مراسم با مادر جون و پدرجونو تهیونگ خداحافظی کردیم قرار شد بریم خونه خودمون یعنی خونه منو جونگکوک تو راه هیچ حرفی بینمون زده نشد که......
خب خب این هم دوتا پارت این هفته خوشگلا ممنونم که حمایتم میکیند
لایک : 27
کامنت : 22
بازنشر : 15
ممنون میشم شرطای این پارت و پارت قبلی رو تا چهارشنبه برسونید خیلی خیلی دوستون دارم دخملا بوس به همتون 😘🎀❤️🥰
#رمان#رمان_عاشقانه#رمان_رمانتیک#رمان_مافیایی#فیک#فیک_BTS#BTS#ویسگون
ویو لیلی
= اخه مادر من مگه من دستگاه زن یابم ؟ که زود یکیو بشکم سمت خودم !
خندیدیم
م.ج : من نمیدونم به فکر خودت باش
= چشم حالا مارو ول کن
م.ج : پسره پرو !
تهیونگ از گونه مادرجون بوسید
= مامان خانم ناراحت نباش زودی بهت خبر میدم !
م.ج : ببینم من حرفم با شما تموم نشده ها من 5 تا نوه میخوام فهمیدین ؟!!
با این چیزی که گفت چشمای جونگکوک گرد شدو من رفتم تو هنگ 5 تا بچه اخهه !! مگه میخوای مهد کودک راه بندازی زن !! جونگکوک نگاهم کرد برگشت سمت مادرجون
_ مامان خانم کمه که !!....8 تا دیگه ام اضافه کن !
مادرجون گوش جونگکوک گرفتو پیچوند
م.ج : منو مسخره میکنی ؟!!
_ آیی مادر من ول کن نه بخدا من غلط بکنم !!
مادر جون جونگکوکو ول کرد
م.ج : شنیدین چی گفتم من نوه میخوام !
مادر جون برگشت سمت تهیونگ !
م.ج : من از توام نوه میخوام !!
= مادر من تروخدا یکم ارومتر برو من هنوز تو پیدا کردنش موندم بعد تو ازم نوه ام میخ ای عجبا !!
م.ج : همین که گفتم !
پ.ج : خانم ولشون کن بچه هارو ناسلامتی امشب عروسیه پسرته ها !
م.ج : من قربون پسرمو عروس گلم بشم !
_ خدا نکنه مامان خانم !
+ خدا نکنه مادرجون !
بعد از این شب با اینکه ناراحت بودم ولی کنار این خانواده واقعا یه چیز دیگه بود . بعد از مراسم با مادر جون و پدرجونو تهیونگ خداحافظی کردیم قرار شد بریم خونه خودمون یعنی خونه منو جونگکوک تو راه هیچ حرفی بینمون زده نشد که......
خب خب این هم دوتا پارت این هفته خوشگلا ممنونم که حمایتم میکیند
لایک : 27
کامنت : 22
بازنشر : 15
ممنون میشم شرطای این پارت و پارت قبلی رو تا چهارشنبه برسونید خیلی خیلی دوستون دارم دخملا بوس به همتون 😘🎀❤️🥰
#رمان#رمان_عاشقانه#رمان_رمانتیک#رمان_مافیایی#فیک#فیک_BTS#BTS#ویسگون
- ۱۸۰
- ۰۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط