{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر سایه جئون

زیر سایه جئون


---

پارت ۱۲ –

مهمونی با نورهای زرد گرم و صدای موزیک کلاس بالا ادامه داشت. آدم‌هایی با لباس‌های گران‌قیمت، نگاه‌های سنگین و لبخندهای دروغین.

JK دستم رو محکم توی دستش گرفته بود، انگار نمی‌خواست حتی لحظه‌ای گمم کنه.
ـ هرکسی بهت نگاه کرد، فقط به خاطر اینه که تو کنار منی.

صدای آروم و خش‌دارش پشت گوشم زمزمه شد، نفس‌هاش پوست گردنم رو لرزوند. قلبم یه لحظه از کار افتاد... این حس، ترس نبود.

اون شب، اولین‌بار بود که JK اجازه داد یه لبخند واقعی ازش ببینم.
بعد از مهمونی، بدون اینکه چیزی بگه، دستمو کشید و از پله‌ها بالا رفت. قدم‌هاش سنگین بود، ولی نگاهش پر از چیزی که تا حالا ندیده بودم.

در اتاقش رو که بست، سکوت بین‌مون پیچید. نور کم اتاق، چهره‌ش رو مرموزتر کرده بود. نزدیکم شد، جوری که نفس‌هامون قاطی شد.

ـ چرا این‌قدر بهم نزدیک می‌شی؟
با صدای لرزون پرسیدم، ولی دلم… دلم نمی‌خواست عقب برم.

دستش آروم اومد بالا، و انگشتاش گونه‌مو لمس کرد.
ـ چون نمی‌تونم ازت دور بمونم.

لب‌هام از هم فاصله گرفتن تا چیزی بگم، اما قبل از هر کلمه‌ای، لب‌هاش روی لب‌هام نشست. داغ، آروم، ولی پر از حس تملک.

نفس‌هام بریده بریده شد. بدنم بین ترس و خواستن گیر کرده بود.
لباس‌مو آروم از روی شونه‌م کشید پایین.
ـ اگه نخوای... همین‌جا تمومش می‌کنم.

چشم تو چشمش شدم. نفس عمیقی کشیدم.
ـ نمی‌خوام تموم شه.

اون شب، چیزی بین‌مون شکسته شد. دیوار ترس، یخ‌های نفرت… و جای همه‌ش، گرمایی نشست که هنوز تو بدنم می‌لرزه.


---
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۹۵

پارت سی‌وهشتم | صدای شلیکپارک لاراهنوز صدای خنده‌هامون توی س...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

#in_your_eyespart_83 ویو کایلا شب خیلی آروم گذشته بود...بعد ...

مهمونی پارت ۴۹

چندپارتی جونگ کوک

چند پارتی تهیونگ

وقتی میرین مهمونی ولی ...با صدای میا نفس عمیقی کشیدم _آره جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط