Part 9

Part 9

کوک : خنده **

کوک : انگار خیلی شهربازی رو دوست داری

ات : خیلی

کوک : حتی بیشتر از من ( آروم )

ات : چی

کوک : امم هیچی بریم تیکت بگیریم

ات : ارهه😊


کوک : کیوتچهههه پدصگ بامزه
( تو دلش **


کوک : بیا تیکت گرفتم

ات : خب اول بریم ترن هوایی

کوک: نهه نمیام

ات : براچی

کوک : اینو خودت برو

ات :گریه میکنمااا

کوک : اوفف برو بریم

ات: مرسییی


(ویو کوک )
رفتیم سوار شدیم راستش از ارتفاع فوبیا داشتم
ولی تا جایی تونستم خودمو جدی نشون دادم


ات : جیغغغغ

کوک : پوکر **

(بعد از ۵مین )


( ویو کوک )
وقتی اومدیم سرم داشت گیج میرفت ات هم افتاد زمین


ات : وای چقدر میچرخید پدصگ سرم

کوک : پاشو ببینم

ات : خنده **

ات : موهات خراب شده بیا برات درستش کنم


ویو کوک
چون قدش بهم نمی‌رسید رو نوک انگشتاش وایساد یه دونه بهم زد گفتم بیا پایین اومدم پایین خیلی به صورتش نزدیک بودم دلم میخواست هموم موقع ببوسم ولی نمیشد


ات : اها خوب شد

ویو کوک
داشتیم راه میرفتیم که فهمیدم یه پسره داره از پاهای ات فیلم میگیره خیلی اعتباری شده بودم رفتن پسره رو گرفتم زدم مثل صگ


ات : عههه کوک بیا اینجا

ادامه دارد
دیدگاه ها (۴۶)

مربی موتور سوار

الماس زیبای من ...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پنهان عشق

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پنهان عشق

#برادر ناتنی من

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

bts

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط