{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی پسری که توی ایست بازرسی شیشه مشروب رو دید و هیچی ن

سلامتی پسری که توی ایست بازرسی شیشه مشروب رو دید و هیچی نگفت...
اما با بغض اروم گفت:یه پیک هم بزنید به سلامتی عشقم که امشب عروسیشه...
دیدگاه ها (۱)

دلم یک تصادف جدی میخواهدپرصروصداامبولانس ها سراسیمه شوند و ک...

امتحاناتم تموم شد...تابستونم تموم میشه و اول مهر میتد و بازم...

خوشکله؟

عالیه....

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹42نینا با حرص لباس رو دوباره روی تخت اندا...

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁷سه روز بعد____________...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

ادامه ی پارت ۱۹۸

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط