نگهبان جنگل

نگهبان جنگل
پارت۲

ولی شوهرش توی تصادف میمیره و اون تا الان که ۴۰ سالش شده ازدواج نکرده.
درس رو شروع کرد بعد از کمی امتحان گرفت و اول از همه تحویل دادم و رفتم بیرون.

امتحان راحتی بود ، البته برای من امروز همه ی مدرسه امتحان ریاضی داشتن.
بعد از من نامجون که ۱۷ سالش بود و قرار بود امسال فارغ التحصیل بشه امد بیرون.

اون پسر قشنگ و خوشگلی بود مخصوصا با اون عینکی که همیشه میزنه، قیافش خیلی خنگه و این همینه که کیوتش میکنه.
روش کراشم ولی هیچوقت بهش اعتراف نکردم، پدر اون یکی از بهترین و با تجربه ترین استاد های دانشگاه سئوله .

ولی من پدرم ۳ تا شرکت لوازم آرایشی داره یکی توی ژاپن یکی توی کره و اون‌یکی توی فرانسه.
دوست دارم بهش اعتراف کنم ولی اون دوست دختر داره، و اون کسی نیست جز پارک جولیا خواهر پارک جیمین و دختر کوچک پارک هون وو دختر قاضی بزرگ و سرشناخته .

جولیا ۱۶ سالشه ، درسش خوبه.
بچه ها میگن پدراشون قرار گذاشتن وقتی جولیا ۲۰ سالش شد باهم ازدواج کنن ، میکن اونا خیلی همو دوست دارن ، حتی اگه نشناسینشون بازم از روی رفتارشون میتونید بفهميد که کاپلن.


(۱ساعت بعد)

امتحان تموم شد و رفتم توی کلاس داهیون با حرص نگام میکرد و قرمز شده بود.
الان با آقای اون وو جوان ترین معلم اینجا کلاس داشتیم کراش نصف دخترای مدرسه.

آقای اون وو امد و با سلام گرمش از بچه ها پذیرایی کرد ، و ادامه بحث رو با رفتن به اردو ما بع اتمام رسوند.
هوف بازم اردو بابا بسه چقدر میبرین اردو یکمم درس یاد بدین.

آقای اون وو گفتش که....

گایز نت خیلی بد بود به خاطر همین الان گذاشتم
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

شخصیت های جدید

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

اگه رفتید مدرسه بیاید تعریف کنید چه جوری گذشتت✨🤧 به من که ام...

پنهان عشق

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا توی مدرسهمثل میشه وقت...

P11F2دامیان:انیا پاشو بریم مدرسه الان دیر می کنیماانیا:الانپ...

پنهان عشق

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط