P11
P11
F2
دامیان:انیا پاشو بریم مدرسه الان دیر می کنیما
انیا:الان
پاشدن رفتن مدرسه تو مدرسه بودن که
کلویی:دامیان
دامیان:بله کلویی
کلویی:شنیدم که جولیا قرار بیاد این جا
مکس:بیاد هممون نابود شدیم از جمله تو انیا
انیا:چرا من اصلا جولیا کیه
دامیان:جولیا دختر عموی من هست(برای جولیا اشهد بخونید)
انیا:خبر داره من نامزد تو هستم؟
دامیان:نه
هند اومد سره کلاس
هند:امروز دو تا دانش اموز جدید داریم جولیا دزموند و دلارام ویلیامز
هند بچه ها رو تنها گذاشت و رفت تا اونا باهم اشنا شن
جولیا:وایی دامی جونم
رفت سمت دامیان
انیا اومد جلوش و گفت
انیا:دفه اخرت باشه به عشق من میگی دامی جونم
همه چشماشون گرد شده بود
جولیا:تو کی باشی به دامی..
که قبل از تموم کردن حرفش انیا یه سیلی خوابوند تو دهن جولیا
انیا:نامزدم عزیز،و دفه اخرت باشه میگی دامی جونم باش وگرنه بد تموم میشه
(دوستا همه دزموند ها دهن.ا شون باز بود و دلارام)
دلارام؛تو کی هستی که میزنی تو دهن جولیا ها
که اومد نزدیک و انیا یه دونه هم خوابوند تو دهن دلارام
انیا:من انیا فورجر هستم
کلویی:ا...انیا...ت.و..تو چی کار کردی!
انیا:دیدم تو خونشون نزدن شون گفتم بزار من بزنم ادب شن😏
دامیان:انیا من می دونستم که خیلی دست بزن.ت سنگینه ولی نه دیگه اینقدر
هند اومد و شروع به درس دادن کرد
(فلش زنگ اخر)
همه داشتن وسیله هاشون رو جمع می کردن
انیا رفته بود چون عجله داشت تو راه بود که جولیا اومد جلوش
جولیا:اینم تلافی زنگ اول
و چند تا پسر اومدن دور انیا
انیا:اخ جون دوا
و همشون رو زد ناکار کرد
انیا:دستت درد نکه جولیا خیلی حال داد😏
و رفت پیش مشتری
(مشتری صاحاب کار یور بود)
و مشتری هم گفت که برای فردا شب باد بری به این ادرس..........
انیا:باش
بای تا بعد
**
F2
دامیان:انیا پاشو بریم مدرسه الان دیر می کنیما
انیا:الان
پاشدن رفتن مدرسه تو مدرسه بودن که
کلویی:دامیان
دامیان:بله کلویی
کلویی:شنیدم که جولیا قرار بیاد این جا
مکس:بیاد هممون نابود شدیم از جمله تو انیا
انیا:چرا من اصلا جولیا کیه
دامیان:جولیا دختر عموی من هست(برای جولیا اشهد بخونید)
انیا:خبر داره من نامزد تو هستم؟
دامیان:نه
هند اومد سره کلاس
هند:امروز دو تا دانش اموز جدید داریم جولیا دزموند و دلارام ویلیامز
هند بچه ها رو تنها گذاشت و رفت تا اونا باهم اشنا شن
جولیا:وایی دامی جونم
رفت سمت دامیان
انیا اومد جلوش و گفت
انیا:دفه اخرت باشه به عشق من میگی دامی جونم
همه چشماشون گرد شده بود
جولیا:تو کی باشی به دامی..
که قبل از تموم کردن حرفش انیا یه سیلی خوابوند تو دهن جولیا
انیا:نامزدم عزیز،و دفه اخرت باشه میگی دامی جونم باش وگرنه بد تموم میشه
(دوستا همه دزموند ها دهن.ا شون باز بود و دلارام)
دلارام؛تو کی هستی که میزنی تو دهن جولیا ها
که اومد نزدیک و انیا یه دونه هم خوابوند تو دهن دلارام
انیا:من انیا فورجر هستم
کلویی:ا...انیا...ت.و..تو چی کار کردی!
انیا:دیدم تو خونشون نزدن شون گفتم بزار من بزنم ادب شن😏
دامیان:انیا من می دونستم که خیلی دست بزن.ت سنگینه ولی نه دیگه اینقدر
هند اومد و شروع به درس دادن کرد
(فلش زنگ اخر)
همه داشتن وسیله هاشون رو جمع می کردن
انیا رفته بود چون عجله داشت تو راه بود که جولیا اومد جلوش
جولیا:اینم تلافی زنگ اول
و چند تا پسر اومدن دور انیا
انیا:اخ جون دوا
و همشون رو زد ناکار کرد
انیا:دستت درد نکه جولیا خیلی حال داد😏
و رفت پیش مشتری
(مشتری صاحاب کار یور بود)
و مشتری هم گفت که برای فردا شب باد بری به این ادرس..........
انیا:باش
بای تا بعد
**
- ۱.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط