{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سید محمد خیلی توی خودش بود. پرسیدم: چه شده؟

سید محمد خیلی توی خودش بود. پرسیدم: چه شده؟

گفت: بالأخره نفهمیدم #ارباً_ارباً یعنی چه؟ می گویند انسان مثل گوشت کوبیده می شود.

بعد از عملیات یا باید بروم کتاب بخوانم و یا اینکه در همین جا به آن برسم.
جواب سؤالش را از گلوله توپی که به سنگرش برخورد کرد، گرفت.

#شهید_سید_محمد_شکری #شهدا_و_اهل_بیت ع #شهدا_و_امام_حسین ع

#کتاب_خط_عاشقی۱، حسین کاجی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم ۱۳۹۵، ص ۳۱٫ .

✂ ️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام (ایتا و هورسا👇 )
@boreshha
🌍 http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۲)

هفده سال #جانباز قطع نخاع بود. این اواخر می گفت: جایم را در ...

پارچه را کنار زدم، محمد حسین بود. با همان لبخند همیشگی. خواس...

#مداح که بود، #شاعر هم بود. می گفت: من شرمنده ام که با سر وا...

زیر زمین خانه اش را کرده بود #حسینیه . شروع مراسم ساعت 6 بعد...

با هم رفته بوددیم زیارت #امام_رضا (ع). محسن محو تماشای امام ...

روضه خوان #هیئت بود. روضه های حضرت زهرایش خیلی جان سوز بود. ...

چند تا بچه داشت و برادرش هم شهید شده بود. اصلا زیر بار نمی ر...

وقتی در بیمارستان به دنیا آمد، تقویم را که نگاه کردیم، روز #...

ولی الله عاشق خدا و مرید اهل بیت (ع) بود. شب بود که از منطقه...

سه روز مانده بود به #شهادت_حضرت_زهرا (س). بعد از نماز صبح زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط