{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را

تا آب کند این دل یخ بسته‏ ی ما را



من سردم و سر دم ، تو شرر باش و بسوزان‏

من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را



جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ‏ست‏

با گرم‏ترین پرتو خورشید بیارا



از دیده برآنم همه را جز تو برانم‏

پاکیزه کنم پیش رُخت آینه‏ ها را



من برکه‏ی آرام و تو پوینده نسیمی‏

در یاب ز من لذت تسلیم و رضا را



گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد

آمد که کند شاد و دهد شور فضا را



هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است‏

فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را



می ‏خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم‏

پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را



از باده اگر مستی جاوید بخواهی‏

آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا .



سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۲)

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا ...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را تا آب کند این دل یخ بسته...

#یک_بوسه_بس_است_از_لب_سوزان_تو_ما_راتا آب کند این دلِ یخ بست...

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما راتا آب کند این دل یخ بسته ...

سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط