اگه اون روز میدونستم بار آخره، عسل چشاتو بیشتر ذخیره میکر

اگه اون روز میدونستم بار آخره، عسل چشاتو بیشتر ذخیره میکردم واسه این روزای زهرماری، عطر گردنِ بلورتو بیشتر نفس میکشیدم به جبران این نفسای نصفه نیمه‌ی اجباری، هُرم تنِ گرمتو میبلعیدم واسه این زمستون احساس، از شراب لبت مست‌تر میشدم تا تلخی این روزا یکم قابل تحمل بشه. خلاصه که دلبر، ما خیلی تورو خواستیم، یجوری که دیگه نمیشه کسیو خواست، یجوری که دیگه دوسِت دارمِ کسی دلنشین نشد برام.

#عشق #عاشقانه #دخترونه #تکست_خاص #پست_جدید
دیدگاه ها (۳۱)

مظلوم تر از من پیدا نکردی که با جواب ندادنات داغونم کنی فرشی...

روزی که فهمید میخام علوم انسانی بخونم کلی عصبانی شد ، یجوری ...

امروز تموم لحظه های بودنتو دوره کردم،همه ی شیرینی های بودنت ...

مخاطب خاص گفت دیگه تموم کنیم ، تو درست بشو نیستیگفتم: درست م...

ترانه و شعر آهنگ قرمز مهراب و امید داوالااز این لحظه نه ماما...

پارت ۵ Stealing under the pretext of love

از این لحظه نه مامان نه بابا نه عشق منم میشم دیواراز این لحظ...

ماشینو روشن کردم و حرکتمیدونستم خیابون گردی و بستنی خوردن تو...

ظهور ازدواجپارت ۴۳۳این دو ساعت نکبت هم تموم شده بود. تمام مد...

اردیبهشت ماهاردیبهشت که اولا این شکلی نبود؛اردیبهشت عطر بهار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط