{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم پوسید ؛

دلم پوسید ؛
بَس که چشم دوختم
به تلفُن خاک خورده ،
تا زنگی ، صدایی ، تکانی .. بخورد !
آخر بی معرفت جانم ؛
دلت از آهَن هم باشد ، زنگ میزند !
نمیزند ؟!
#فاطمه_رضوانی
دیدگاه ها (۱)

Lost code(part2)خبر این پرونده خیلی زود بین اداره‌های پلیس پ...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

دلم پوسید ؛بَس که چشم دوختمبه تلفُن خاک خورده ،تا زنگی ، صدا...

دلم پوسید ؛بَس که چشم دوختمبه تلفُن خاک خورده ،تا زنگی ، صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط