{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها دلم امن نیست

این روزها دلم امن نیست
بهانه گیر شده است
كديين پشت سردرد و گریه در پس هر خاطره
این روزها گمشده ای در منست که انگار خیال پیدا شدن ندارد
انگار کسی پشت تلفن منتظر است تا خبر بدی را به من بدهد
انگار زنگ خانه الان می خواهد به صدا در آید تا حال من را بد کند
کجایی مادر ؟ یادت هست که میگفتی پرخوری دل درد می آورد؟ این روزها دلم از بس غصه خورده ام ، خیلی درد میکند .
این روزها دلم زود میگیرد ، زود میشکند
و زود اشک در چشمانم جمع میشود
چرا نمی آید آنکه همیشه انتظارش را داری
چرا دیگر زنگ نمیزند آنکه میخواهی صدایش را بشنوی
و چرا دیگر به تو پیام نمیدهد آنکه با کلماتش تو را آرام میکرد
این روزها در من گمشده ای است که انگار هیچ وقت پیدا نخواهد شد

#علیرضا_بهجتی
#استوری
دیدگاه ها (۵۲)

گاهى "حالت چطور است" رانه بشنو، نه بگو!گاهى فاصلهگاهى بى خبر...

در ازدحـام دنـیااگـر انسـانی را یـافتیکه تـو را می‌فهـمد رها...

آدم های "آبی" زندگیتان را نگاه دارید آنهایی که آرامند، آرامـ...

زندگی

عمو های من

پارت دوم: اعتراف به درد

صحنه پارت شانزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط