sorry...

sorry...
part (sad)
ویو تهیونگ
با ورود جونگ کوک...جیمین نگاهی بهش انداخت و گفت..
جیمین. ببخشید که..کنارتون نمیمونم...
و چشم هاش رو بست...دستش از رو صورتم افتاد!
کوک. چی چی داداش.. داداششششش چشم هاتو نبندددد(داد گریه)
با چشم های اشکی به مانیتور نگاه کردم....نه نه..نه امکان نداره
ته. جیمین...جیمین..چشماتو باز کن..
کوک. جیمیننن..بلند شو بریم خونه..تو بری من کیو اذیت کنم...آخخخ...آییی
تو همین هین جونگ کوک هم بیهوش شد دکتر ها بردنش یه اتاق دیگه...نمیدونم برای کدوم دردم گریه کنم..
ته. جیمین...ببخشید..دیگه اذیتت نمیکنم....معذرت میخوام...
جیمین...تو رو خدااااا....جیمینننن..غلط کردم...جیمین...من دیگه کیو دارم..که پشتم باشه...من با جونگ کوک چیکار کنممم..
زجه میزدم داد میزدم...ولی چه فایده؟..جیمین دیگه رفته بود..
نگهبانا منو از اتاق بیرون انداختن...بعد چند دقیقه جسد جیمین رو که روش لحاف سفید بود رو به طرف سرد خونه بردن...همین؟
چرا چرا الان که پشیمونم رفت؟ حالا با جونگ کوک چیکار کنمم...
اشک هام میریختن..غروری برام نمونده بود..سمت اتاقی که جونگ کوک رو بردن رفتم...و کنار تخت جونگ کوک نشستم...اون سنی نداشت چرا باید بره زیر خاک؟...به جونگ کوک زل زده بودم و لی فکرم پیش جیمین بود..البته جونگ کوک هم طوری خوابیده بود که انگار مرده بود...رنگش پریده..لباش سفید سفید..بیجون رو تخت..یه سرم بهش وصل بود...به خودم لعنت فرستادم...همش تقصیر من بود..من به مینهو گفتم که مهمونی بگیره..ولی من نمیدونستم که اون همچین قصدی داره...
مدتی گذشت..جونگ کوک بیدار شد و شروع کرد به داد و گریه...
کوک.ججیمین..جیمین کو؟..جیمین کجاستتت؟هااااا...
ته. ....
کوک. همش تقصیر توهه..همش
هیچی نمیگفتم...فقط اشک میریختم....
کوک. همینو میخواستی؟...مرد...جیمین...مرد...تموم شد..
ته. جونگ کوک... من
کوک. خفه شووووووووووووو از جلو چشم هام گمشوووووو
حرفی نداشتم..پس ساکت و آروم رفتم به سمت خونه خودم..
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴۱

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

بادیگارده شخصی من پارت ۱۴

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

پارت ۲۴

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو میکا_____جلوی بیم...

پری کوچولوی منپارت ۱۰ته: به نظر من که خوبه. به کارش ادامه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط