فرشیدم یک داغون سلطان عشقم شیش ساله میخوام خودکشی کنم ولی
فرشیدم یک داغون سلطان عشقم شیش ساله میخوام خودکشی کنم ولی بازم نمیشه یادم نمیره چجوری داغونم کردی یادم نمیره چجوری گریم انداختی یادم نمیره چجوری خود زنی کردم خون بازی کردم یه چشمم پر از اشک یه چشمم پر از خون تو یه قدم اومدی سمتم ولی من صد قدم اومدم سمتت منو بازی دادیو از یکی دیگه خوشت اومد دیگه رفتیو نیست برات راه برگشت تو برو خوش گذرونیاتو کن برو به هرکسی که میخوایی تن بده لعنتی ببین چه داغونم ببین چه غمگینم د لعنتی چطور دلت اومد من مظلومو تنها بزاری بعد تو فکر نکن دل دادم به هرکسی رفتی دس خوردی من نمیخوام عشقی که دس خورده اینقدر پیاده تو خیابونا برم که راه خودمو گم کنم شب تا صبح بیدارم تو کنار کی میخوابی از وقتی رفتی دیگه ندارم ارامشی از وقتی رفتی این قلب شکسته همه دلهره داره قلب تو که تپشاشو میزنه براش من کم نیوردما خود رفتی از پیشم من داغونما ولی تو به داغونیامم نمیرسی چون مرد روزگار منماینو بگم تو ابجیه من بودی من عاشقت کردم اینو هیچوقت یادم نمیره هنوز داغون نشدی که بفهمی من چی میگم....
- ۱۱.۸k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط