باز باران با ترانه

باز باران با ترانه
دختری تنها زخانه
می رود همراه بابا
شاخه یاسی
جانمازی
هدیه یی از بهر مادر
می برد...
نزدیک قبری
زیر لب گوید به مادر
یادم آمد عصر کوچه
چهره ات..
با سر انگشت
لرزان
مینویسد بر مزارش
امیدوارم همیشه سایه مادراتون بالاسرتون باشه...!♡
دیدگاه ها (۲)

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

باز باران است و شب چون جنگلی انبوهاز زمین آهسته می رویدبا نو...

باز باران است و شب چون جنگلی انبوهاز زمین آهسته می رویدبا نو...

#باز_باران_است_و_شب_چون_جنگلی_انبوه_از_زمین_آهسته_می_رویدبا ...

سمیرا چراغ پور

صبح روشن در پس پرده ی شب پنهان است.بوی هراس و فریاد، امتداد ...

بهشت جهنمی قسمت اولبهشت جهنمی قسمت اول حسن:یکبار دیگر تعداد ...

باز باران با ترانهگریه های بی بهانهمیخورد بر سقف قلبمباورت ش...

#مادر

ازدواج اجباری p3 در خواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط