عاشق دریا شده ام ...

عاشق دریا شده ام ...
همان هنگامی که چشمانم دریای پر غرور چشمان تورا دید ...
همان وقتی که از دریا و غروب دونفره اش حرف زدیم ...
یادت می اید جان دلم ...
وقتی به چشمانت نگاه می کردم ...
زیر لب میگفتم ...
خودت نمی دانی
این چشم ها ،دریای ارام کننده ای است که تنهامن در ان غرق شدم ...
راستش را بخواهی ...
قبل از ان ...
از دریا می ترسیدم ...
موج هایش دلم را لرزان می کردند و جزرش دلم را بی تاب
اما ...
الان ...
غرق شده ی نگاهی هستم که موج هایش دلم را عاشق تر و سرم را پر از حادثه ی دیوانگی می کند ...
#بانوی_صاد
دیدگاه ها (۱)

یـک جـایـی خـونـدم ارنـسـت هـمـیـنـگـوی زمـانـی کـهـ مـشـغـو...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

هشدار وحشدناک غمگین#تک‌ـ‌پارتی﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋او را زمانی دید ...

پارت ۱۶انفجارِ "هستی" مثل یک موجِ عظیم و لرزان، تمامِ قلمرو ...

موسیقی

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

تک پارتی

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

### پارت ششم: «دود، خون و سایه‌ی پنهان»با افتادن فرمانده‌ی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط