زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت 18
6 ساعت بعد...
شدو داخل اتاق بود و هنوز بیرون نیومد، صدایی هم ازش در نمیومد از اونور هم سیلور داشت به گل هاش میرسید.
سونیک: خبببب...
سیلور برگشت و سونیکو نگاه کرد.
سونیک: میشه کمکم کنی باهاش حرف بزنم میترسم که منو بزنه.
سیلور: باشه اما الان نه.
سونیک: چرا؟
سیلور: خوابه
سونیک: آخیش در رفتم
سیلور: از هات داگت کم میشه
سونیک: نههههههههه. میرم پیشش
سیلور: فقط کرم نریز با لگد نیاد توی دهنت
سونیک: اوکی
سونیک از پله ها بالا رفت و آروم وارد اتاق شد. دید که شدو پتو رو تا روی سرش کشیده بعد سونیک گوشی شدو رو برداشت تا از اینکه چجوری خوابیده عکس بگیره. از اونور هم سیلور داشت سونیکو نگاه میکرد
سیلور: تو کتک میخوای
بعد از پله ها پایین رفت و سونیکو صدا زد.
شدو داخل اتاق بود و هنوز بیرون نیومد، صدایی هم ازش در نمیومد از اونور هم سیلور داشت به گل هاش میرسید.
سونیک: خبببب...
سیلور برگشت و سونیکو نگاه کرد.
سونیک: میشه کمکم کنی باهاش حرف بزنم میترسم که منو بزنه.
سیلور: باشه اما الان نه.
سونیک: چرا؟
سیلور: خوابه
سونیک: آخیش در رفتم
سیلور: از هات داگت کم میشه
سونیک: نههههههههه. میرم پیشش
سیلور: فقط کرم نریز با لگد نیاد توی دهنت
سونیک: اوکی
سونیک از پله ها بالا رفت و آروم وارد اتاق شد. دید که شدو پتو رو تا روی سرش کشیده بعد سونیک گوشی شدو رو برداشت تا از اینکه چجوری خوابیده عکس بگیره. از اونور هم سیلور داشت سونیکو نگاه میکرد
سیلور: تو کتک میخوای
بعد از پله ها پایین رفت و سونیکو صدا زد.
- ۱۲.۰k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط