زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت 15
سونیک: خب من چیکار کنم.
سیلور: حالا بیا بیرون میخوام ببینمت
سونیک درو باز کرد سیلور رو کشید داخل بعد در رو بست قفل هم کرد.
سیلور: گفتم بیا بیرون نگفتم منو بیار داخل
سونیک: خب کاری داشتی
سیلور: برو با شدو آشتی کن
سونیک: نمیخوام
سیلور: برو دیگه
سونیک: نچ
سیلور: برو، این همه شدو باهات خوب بود. برو دیگه.
سونیک و سیلور سمت کمد رفتن.
سیلور: شدو یه لحظه بیا بیرون کارت دارم
شدو: نمیخوام
سیلور محکم در کمد رو کشید و در باز شد و شدو رو گرفت آورد بیرون
سیلور: وقتی میگم بیا بیرون بیا، نمیخورمت که
شدو: امر
سیلور شدو رو گذاشت زمین
سیلور: ام سونیک کارت داره
شدو چیزی نگفت فقط رفت داخل اتاق و در رو بست اما کلید نداشت تا قفل کنه
سیلور: برو بهش یه چیزی بگو دیگه
سونیک: چی بگم خب
یعنی بلد نیستی با کسی آشتی کنی؟ برو پیشش
سونیک در زد و بعد در رو یکم باز کرد تا ببینه توی اتاق چه خبره، دید که شدو پتو رو انداخته روی خودش. سونیک رفت داخل پتو رو از سر شدو برداشت انداخت اونور دید که شدو سرش توی گوشیه. شدو سونیک رو نگاه نکرد فقط دوباره پتو رو انداخت روی سرش. سونیک پرید روی شدو بعد بتو رو از روی سرش کشید بیرون
سونیک: چی نگاه میکنی؟🎀✨️
سونیک توی ویدیو چند تا گربه ی کیوت گوگولی دید. سونیک بیشتر از شدو ذوق کرد( شدو که اصلا ذوقی نکرد و نخواهد کرد)
سونیک گوشی رو از شدو گرفت،
سونیک: گوگولی هاروووووووووووووو اینا چقدر نانازنننننننننننننننننن
☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆
اینم از پایان این پارت😊
آها میخوام پارت های قبلی رمان رو اینجا بذارم حداقل یه جا باشن
سیلور: حالا بیا بیرون میخوام ببینمت
سونیک درو باز کرد سیلور رو کشید داخل بعد در رو بست قفل هم کرد.
سیلور: گفتم بیا بیرون نگفتم منو بیار داخل
سونیک: خب کاری داشتی
سیلور: برو با شدو آشتی کن
سونیک: نمیخوام
سیلور: برو دیگه
سونیک: نچ
سیلور: برو، این همه شدو باهات خوب بود. برو دیگه.
سونیک و سیلور سمت کمد رفتن.
سیلور: شدو یه لحظه بیا بیرون کارت دارم
شدو: نمیخوام
سیلور محکم در کمد رو کشید و در باز شد و شدو رو گرفت آورد بیرون
سیلور: وقتی میگم بیا بیرون بیا، نمیخورمت که
شدو: امر
سیلور شدو رو گذاشت زمین
سیلور: ام سونیک کارت داره
شدو چیزی نگفت فقط رفت داخل اتاق و در رو بست اما کلید نداشت تا قفل کنه
سیلور: برو بهش یه چیزی بگو دیگه
سونیک: چی بگم خب
یعنی بلد نیستی با کسی آشتی کنی؟ برو پیشش
سونیک در زد و بعد در رو یکم باز کرد تا ببینه توی اتاق چه خبره، دید که شدو پتو رو انداخته روی خودش. سونیک رفت داخل پتو رو از سر شدو برداشت انداخت اونور دید که شدو سرش توی گوشیه. شدو سونیک رو نگاه نکرد فقط دوباره پتو رو انداخت روی سرش. سونیک پرید روی شدو بعد بتو رو از روی سرش کشید بیرون
سونیک: چی نگاه میکنی؟🎀✨️
سونیک توی ویدیو چند تا گربه ی کیوت گوگولی دید. سونیک بیشتر از شدو ذوق کرد( شدو که اصلا ذوقی نکرد و نخواهد کرد)
سونیک گوشی رو از شدو گرفت،
سونیک: گوگولی هاروووووووووووووو اینا چقدر نانازنننننننننننننننننن
☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆
اینم از پایان این پارت😊
آها میخوام پارت های قبلی رمان رو اینجا بذارم حداقل یه جا باشن
- ۲۷.۷k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط