#تو_مطعلق_به_منی
#تو_مطعلق_به_منی
پارت_32
+خوبه...میرم اتاقم
تا خواستم دستم کشید شد توسط چا اوون هی برگشتم سوالی نگاهش کردم و گفت
~تو فکر کردی من عاشقتم ؟!
~عاشق صداتم ؟!
~یا معتاد نگاهتم ؟!
~یا برام مثل هروئینی ؟!
~اشتباه فک کردی ات من هیچ چیزی اینجا ندارم (اشاره به قلب)
~من فقط میخوام اذیتت کنم نه عاشقتم و نه مهمی من فقط می خوام اذیتت کنم پس فکر نکن جوابتو نمیدم عاشقتم چون از فردا تو دیگه زندگی نمیکنی
+....
~نترسیا من به هر*زه ها دست نمیزنم
~یونگی هم گفت که تو یه هر*زه ای
~ات تو فقط یه بد بختی که پدر مادر نداری... دختره بیچاره بد بخت
~میگم ات تو رو باید جز بد بخت ترین و تنها ترین آدم ثبت کننا و یه هر*زه
+مشکلت با من چیه؟
~من با تو چا مشکلی میتونم داشته باشم بد بخت
+پس بزار برم
~تنها راه رفتنت از اینجا مرگه "خودتو بکش"
بعد گفتن حرفش از کنارم گذشت منم رفتم بالا...
چقدر محکم حقیقت ها رو کوبید تو صورتم...
چرا گریه میکنم..خدایا من چرا انقدر تنهام هوم؟
تو زندگیم چه غلطی کردم که اینطوری میکنی چشمم به گوشی کنار تخت افتاد یونگی میگفت همیشه کنارمه نباید ولم میکرد
اونم خودشو راحت کرد...چرا به من میموند من تنهام حالا تنها هیچ کسی رو ندارم یه دوست هم داشتم دیگه ندارم🙂
با این گوشی میتونم یه کاری کنم...زنگ بزنم بهش فقط صداشو بشنوم با گرفتن شمارش چند تا بوق خورد
یه بوق...
دو بوق...
سه بوق...
چهار بوق...
و جواب داد
_بله "خش دار"
+...
_بفرماید..
+...
_ خو بنال کی هستی ؟! " عصبی"
+...
_دیگه زنگ نزن به این شماره باشه؟! "سرد"
یعنی فهمید منم...؟
_خوش ندارم هر آدم پا پاپتی بهم زنگ بزنه
و یهو صدای بوق تو گوشم پیچید و گریه ام شدید تر شد
کاش بیاد کاش...منو ببره
#اد_هوپی
پارت_32
+خوبه...میرم اتاقم
تا خواستم دستم کشید شد توسط چا اوون هی برگشتم سوالی نگاهش کردم و گفت
~تو فکر کردی من عاشقتم ؟!
~عاشق صداتم ؟!
~یا معتاد نگاهتم ؟!
~یا برام مثل هروئینی ؟!
~اشتباه فک کردی ات من هیچ چیزی اینجا ندارم (اشاره به قلب)
~من فقط میخوام اذیتت کنم نه عاشقتم و نه مهمی من فقط می خوام اذیتت کنم پس فکر نکن جوابتو نمیدم عاشقتم چون از فردا تو دیگه زندگی نمیکنی
+....
~نترسیا من به هر*زه ها دست نمیزنم
~یونگی هم گفت که تو یه هر*زه ای
~ات تو فقط یه بد بختی که پدر مادر نداری... دختره بیچاره بد بخت
~میگم ات تو رو باید جز بد بخت ترین و تنها ترین آدم ثبت کننا و یه هر*زه
+مشکلت با من چیه؟
~من با تو چا مشکلی میتونم داشته باشم بد بخت
+پس بزار برم
~تنها راه رفتنت از اینجا مرگه "خودتو بکش"
بعد گفتن حرفش از کنارم گذشت منم رفتم بالا...
چقدر محکم حقیقت ها رو کوبید تو صورتم...
چرا گریه میکنم..خدایا من چرا انقدر تنهام هوم؟
تو زندگیم چه غلطی کردم که اینطوری میکنی چشمم به گوشی کنار تخت افتاد یونگی میگفت همیشه کنارمه نباید ولم میکرد
اونم خودشو راحت کرد...چرا به من میموند من تنهام حالا تنها هیچ کسی رو ندارم یه دوست هم داشتم دیگه ندارم🙂
با این گوشی میتونم یه کاری کنم...زنگ بزنم بهش فقط صداشو بشنوم با گرفتن شمارش چند تا بوق خورد
یه بوق...
دو بوق...
سه بوق...
چهار بوق...
و جواب داد
_بله "خش دار"
+...
_بفرماید..
+...
_ خو بنال کی هستی ؟! " عصبی"
+...
_دیگه زنگ نزن به این شماره باشه؟! "سرد"
یعنی فهمید منم...؟
_خوش ندارم هر آدم پا پاپتی بهم زنگ بزنه
و یهو صدای بوق تو گوشم پیچید و گریه ام شدید تر شد
کاش بیاد کاش...منو ببره
#اد_هوپی
- ۱۳.۳k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط