ببخشید آقا !

ببخشید آقا !
به گمانم راه را اشتباه آمده اید !
اینجا برایِ شنیدنِ یک مشت
قربان صدقه ی مفت
کسی خودش را احساسش را
در اختیارِ لحظه هایتان نمی گذارد
اینجا کسی نیست با لباس هایِ آنچنانیِ شب
که شما را برایِ شب نشینی هایتان همراه شود
و شاهدِ شب مستیِ شما باشد
اینجا شب معنایش یک دونفره ی ساده
با شور و شعورِ عاشقانه است
اینجا الف بایِ با هم بودن
مقدس است
اینجا تنها ماندن شرافتش بیشتر از
ما شدنِ ماشینیست
از همین ما شدن هایِ امروزی
که با یک اشوه آغاز می شود
و
با اشوه ی دیگر پایان می یابد
اینجا شیطنت هایِ دخترانه
حرمت دارد
به پایِ هر کسی ریخته نمی شود
ببخشید آقا !
من همان دخترکِ عقب مانده ی
دیروزم
و این امروزی هایِ شما
تنِ لحظه هایم نمی رود !
دیدگاه ها (۳)

جنگل نفرین شده پارت ۲۳

رمان عشق اول....

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

Heir of Light and Darknesspart : 16جونگ‌کوک تمام شب رو بیدار...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط