من عاشق چشمان تو بودم، تو ولی حیف

من عاشق چشمان تو بودم، تو ولی حیف
افتاده به دامان تو بودم، تو ولی حیف
یک عمر به من زخم زدی، طعنه شنیدم
یک عمر پریشان تو بودم، تو ولی حیف
هرچند نبودی که بخوانی غزلت را
هرچند غزلخوان تو بودم، تو ولی حیف
گفتم که بیا عشق! بیا تازه بمانیم
یک عمر هراسان تو بودم، تو ولی حیف
تو منجی دنیای منی، عشق منی تو
من عاشق چشمان تو بودم، تو ولی حیف...
دیدگاه ها (۸)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

قسمت ۸(بخش دو)

پارت ۵

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

اوچیها شیسویی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

Custom bride part : 13

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط