عڪس پسران شهیدش را به امام نشان داد، امام شروع به گریه ڪر

عڪس پسران شهیدش را به امام نشان داد، امام شروع به گریه ڪردند، عڪس ها را جمع ڪرد و زد زیر چادرش و خیلی جدی گفت: چهار پسر دادم ڪه اشڪت رو نبینم.

#مادر بزرگوار
شهیدان جوادی نیا🌷

@shahidestaan
دیدگاه ها (۱)

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

قسمت ۸(بخش دو)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4وقتی تو مدرسه دعوات شد............ «ویو ا.ت» یه نگ...

ابلیس

#Thelast_Three#Hyunlixxاروم کارتو سر جاش گذاشت و از اتاق بیر...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۲جک بعد از چند بوق ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

فقط یک دوست معمولی پارت 6کاغذ رو برداشتم و پشتش نوشتم:«منشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط