بابام اومده بهم میگه :

بابام اومده بهم میگه :
پاشو برو ماشین رو ببر تو پارکینگ
میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !
میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م !
میگم : بیخیال … ده تومان میدم خودت برو …
پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرد نیستی اگه ندی
پای مردونگیم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !
داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم بستنی بخوریم !
دیدگاه ها (۶)

Part 13

وقتی دیر میای خونه (part2)رفتم طرف آشپزخونه بشقاب رو گذاشته ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

Cruel Love پارت۸ که صدای بابابزرگ اومد ماهم مجبور شدیم بریم ...

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

KIM V

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط