تکپارتی درخواستی تهیونگ
امشبم به بار رفته بودم و تا خرخره مست بودم، کاش با ات سر اینکه نمیذاره باهاش رابطه کنم دعوا نمیکردم...بلاخره هنوز فقط دوس دختر دوس پسریم..
بعد اون شب ات رفت و من هرشب میومدم اینجا و کلی مست میکردم...کوک همش بهم میگفت که اینکارارو نکنم ولی من بدون ات هیچم....
ات ویو
واقعا از رفتارم پشیمون بودم،بلاخره اونم مرده...چجوری تحمل کنه؟توی این افکار غرق بودم که کوک زنگ زد.جواب دادم:
کوک:سلام ات
ات:سلام کوک،ته ته خوبه؟
کوک:برا همین زنگ زدم،ته هرشب میره بارو تا خرخره مست میکنه...لطفا برو و ببین چجوری دلتنگته.
ات با بغض:ب باشه.الان میرم
فوری آماده شدم و سمت باری که همیشه با ته میرفتم رفتم...وقتی رسیدم تهیونگ و دیدم که خیلی حالش بد بود سمتش رفتم و...
تهیونگ ویو
ات،واقعا دارم میبینمت؟معلومه که خوابه.ولی حتی تو خوابمم ببینمت اشکال نداره(باگریه)چرا منو ول کردی ها؟
ات:ته من پشیمونم بیا بریم خونه...تهیونگ و بغل کردم و سوار ماشین کردم.وقتی رسیدیم خونه گفتم :میخوای ثابت کنم که تو خواب نیستی؟
لب هام و به لب های ته رسوندم و عمیق میبوسیدمش...کم کم دست هامون به سمت لباس های هم رفت و (نمیتونم پیجمو به فاخ بدم گایز)
فردا صبح
ات ویو
با حس لب های تهیونگ بیدار شدم...
ات:دیدی خواب نبودم؟
ته:مرسی ات که اومدی تو زندگیم،عاشقتم
ات:احساس حالت تهوع کردم و فوری رفتم سمت دستشویی
ته:ات سریع بیا صبحونه بخوریم بریم دکتر...
بعد صبحونه ای که تهیونگ درست کرده بود رفتیم دکتر
دکتر:خب متاسفانه آقای کیم نمیتونن بچه دار شن...
تهیونگ با گریه:ات،ات کاش...
ات:هیسسس،تهیونگ این که اشکال نداره...بعد ازدواج میریم بهزیستی،تازه اینجوری کار خیر هم کردیم.تو در هر صورت انتخاب منی
تهیونگ:ات عاشقتم....تو یه فرشته ای
ات :اگه من فرشتم پس تو هم شاهزاده ای.
دو سال بعد
ات ویو
نهار حاضره ها تهیونگ،ته هو بیاید دیگه
تهیونگ اومدیدم عشق دلم...
این بود داستان زندگی ما.شاید همه چیز طبق میل ما پیش نره ولی راهکار های زیادی هست.پس تا میتونید از این راه حل ها استفاده کنید تا آخرش همه چیز خوب تموم شه،مثل این تکپارتی...
بعد اون شب ات رفت و من هرشب میومدم اینجا و کلی مست میکردم...کوک همش بهم میگفت که اینکارارو نکنم ولی من بدون ات هیچم....
ات ویو
واقعا از رفتارم پشیمون بودم،بلاخره اونم مرده...چجوری تحمل کنه؟توی این افکار غرق بودم که کوک زنگ زد.جواب دادم:
کوک:سلام ات
ات:سلام کوک،ته ته خوبه؟
کوک:برا همین زنگ زدم،ته هرشب میره بارو تا خرخره مست میکنه...لطفا برو و ببین چجوری دلتنگته.
ات با بغض:ب باشه.الان میرم
فوری آماده شدم و سمت باری که همیشه با ته میرفتم رفتم...وقتی رسیدم تهیونگ و دیدم که خیلی حالش بد بود سمتش رفتم و...
تهیونگ ویو
ات،واقعا دارم میبینمت؟معلومه که خوابه.ولی حتی تو خوابمم ببینمت اشکال نداره(باگریه)چرا منو ول کردی ها؟
ات:ته من پشیمونم بیا بریم خونه...تهیونگ و بغل کردم و سوار ماشین کردم.وقتی رسیدیم خونه گفتم :میخوای ثابت کنم که تو خواب نیستی؟
لب هام و به لب های ته رسوندم و عمیق میبوسیدمش...کم کم دست هامون به سمت لباس های هم رفت و (نمیتونم پیجمو به فاخ بدم گایز)
فردا صبح
ات ویو
با حس لب های تهیونگ بیدار شدم...
ات:دیدی خواب نبودم؟
ته:مرسی ات که اومدی تو زندگیم،عاشقتم
ات:احساس حالت تهوع کردم و فوری رفتم سمت دستشویی
ته:ات سریع بیا صبحونه بخوریم بریم دکتر...
بعد صبحونه ای که تهیونگ درست کرده بود رفتیم دکتر
دکتر:خب متاسفانه آقای کیم نمیتونن بچه دار شن...
تهیونگ با گریه:ات،ات کاش...
ات:هیسسس،تهیونگ این که اشکال نداره...بعد ازدواج میریم بهزیستی،تازه اینجوری کار خیر هم کردیم.تو در هر صورت انتخاب منی
تهیونگ:ات عاشقتم....تو یه فرشته ای
ات :اگه من فرشتم پس تو هم شاهزاده ای.
دو سال بعد
ات ویو
نهار حاضره ها تهیونگ،ته هو بیاید دیگه
تهیونگ اومدیدم عشق دلم...
این بود داستان زندگی ما.شاید همه چیز طبق میل ما پیش نره ولی راهکار های زیادی هست.پس تا میتونید از این راه حل ها استفاده کنید تا آخرش همه چیز خوب تموم شه،مثل این تکپارتی...
- ۸.۳k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط