#مننبایدعاشقتهیونگبشم
#مننبایدعاشقتهیونگبشم
پارت ۲۰
جین: آدم نمیشید کع://
تهیونگ: خب شب کجا بریم؟
لیا: لب دریا:))
شوگا: جلو ما دارین برنامه میچینین؟
لیا: عع بالاخره بیدار شدی غذا تو یخچاله اگه
میخوای برو بخور
جین: الان واقعا میخواین برین؟
لیا: حسودی میکنی؟
جین: همین مونده ک ب تو حسودی کنم
پرش زمانی ب ۲ شب
لیا ویو: ی نیم تنه و شلوراک نسبتا باز پوشیدم و ب تهیونگ پیام دادم:....
لیا: من حاضرم بریم؟
تهیونگ: ارع
آروم از در پشتی رفتیم بیرون ک پسرا بیدار نشن....از خونه من تا اونجا راه زیادی نبود...تا اونجا پیاده روی کردیم....
تهیونگ: اگع تو هنوزم ب من فک میکردی چرا با یکی دیگع وارد رابطه شدی؟
لیا: من اصن از اون خوشم نمیاد...جین اونو فرستاده تا مراقبم باشع
تهیونگ: اون دوست دارع؟
لیا: عوهومم...وقتی ک من نبودم تو باش کس دیگه ای بودی؟
تهیونگ: هلنا رو یادته؟
لیا: هلنا...اها هلنا اره یادم اومد
تهیونگ: خواهر اون خیلی سعی کرد بهم نزدیک بشه اما من نزاشتم...
لیا: منطقیه:]]]]
تهیونگ: دیروز هم ی پیام از شماره ناشناس برام اومد ک میگفت بزودی قراره عشق زندگی تو از دست بدی
پارت ۲۰
جین: آدم نمیشید کع://
تهیونگ: خب شب کجا بریم؟
لیا: لب دریا:))
شوگا: جلو ما دارین برنامه میچینین؟
لیا: عع بالاخره بیدار شدی غذا تو یخچاله اگه
میخوای برو بخور
جین: الان واقعا میخواین برین؟
لیا: حسودی میکنی؟
جین: همین مونده ک ب تو حسودی کنم
پرش زمانی ب ۲ شب
لیا ویو: ی نیم تنه و شلوراک نسبتا باز پوشیدم و ب تهیونگ پیام دادم:....
لیا: من حاضرم بریم؟
تهیونگ: ارع
آروم از در پشتی رفتیم بیرون ک پسرا بیدار نشن....از خونه من تا اونجا راه زیادی نبود...تا اونجا پیاده روی کردیم....
تهیونگ: اگع تو هنوزم ب من فک میکردی چرا با یکی دیگع وارد رابطه شدی؟
لیا: من اصن از اون خوشم نمیاد...جین اونو فرستاده تا مراقبم باشع
تهیونگ: اون دوست دارع؟
لیا: عوهومم...وقتی ک من نبودم تو باش کس دیگه ای بودی؟
تهیونگ: هلنا رو یادته؟
لیا: هلنا...اها هلنا اره یادم اومد
تهیونگ: خواهر اون خیلی سعی کرد بهم نزدیک بشه اما من نزاشتم...
لیا: منطقیه:]]]]
تهیونگ: دیروز هم ی پیام از شماره ناشناس برام اومد ک میگفت بزودی قراره عشق زندگی تو از دست بدی
- ۱۱.۴k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط