#همخونه_اخموم 🌱

#همخونه_اخموم 🌱
#PaRt37
جیمین

در و باز کردم اینبار کوک بورام یونگ سوک
بودن
جیمین: سلام داداش ماه عسل با بورام خوش گذش

کوک خندید و گف
کوک: علیک سلام اول بیایم داخل بعد شروع کن به پرسیدن

جیمین: بله بله بفرمایید
اومدن داخل بورام با دیدن ا.ت سری گف

بورام: اووو جیمین بالاخره رل زدی؟
جیمین: نه من برات توضیح میدم
بورام: بابا نمیخاد مخفی کنی ...عه هوسوک توهم اینجایی

بعد اینکه احوال پرسی کردن نشستن که یونگ سوک گف

یونگ سوک: جیمین یادت رف؟؟
جیمین: چیو یادم رف؟
یونگ سوک: منو بغل نکردی واقعا ناراحت شدم

اروم زیر لب گفتم

جیمین: خدایا خودت رحم کن ..بیا بغلم
بعد اینکه بغلش کردم نشست
بورام: رزی رو ندیدن ی زنگی بزنم بش

ا.ت: رزی همینجاس تو اتاق منه
بورام: عه پس من برم پیشش..اتاقت کدومه

ا.ت: بیا میبرمت
یونگ سوک: جیمین
جیمین: ها؟؟
یونگ سوک: ناراحتم کردی شوهری واقعا که
جیمین: میخام بدونم کی از این کارات دس برمیداری
یونگ سوک: عیوااا شوهری
کوک : خفه شو
کوک شروع کرد به سوال پرسیدن

کوک: جیمین این دختره کیه؟
جیمین: همخونم

کوک: همخونه؟ توو همخونه؟
جیمین: توضیح میدم بت‌..
دیدگاه ها (۹)

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

مافیای من

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

رمان : رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط