ویو ات

ویو ات
وقتی کوک خوابید منم تا ۹ صبح خوابیدم پاشدم
رفتم اتاقم دوش گرفتم لباسمو عوض کرد
م رفتم پیش بچه ها
جویی : شب خوش گذشت
ات: اره شمام امتحان کنید هوا خیلی خخب بود
جوی: باشه
ته: کوک هنوز خوابه؟
ات: اوم تا صبح بیدار بود
جویی : اها
گوشی جویی زنگ خورد
جویی: بله
: سلام
حویی: اوه تویی
: اره
جویی: خب کاری داشتی
: میای بریم بیرون
جویی: کی باتو
_: ارع دیگه
جویی: انگار نمیدونی رابطه منو تو افتضاحهه
: خب بیا دیگههه
جویی : خب بابا
تلفن و قط کرد
ات: کجا ب سلامتی
ته: کی بود
جویی:
دیدگاه ها (۴)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت۵

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۱۹۵

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رئیس دوست داشتنی من پارت دهمصبح بود من مشغول کاربودم که ته و...

عشق اینترنتی PART: 4

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط