{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رئیس دوست داشتنی من پارت دهم

رئیس دوست داشتنی من پارت دهم
صبح بود من مشغول کاربودم که ته و ارام اومدن من از جام بلندشدم و سلام کردم
جی هه: سلام ارام سلام ته
ارام: سلام جی هه جونم
ته: سلام خوشگل ته چه طوری مثل همیشه ای نه؟
جی هه: آره
و باهم به کارپرداختیم امروزم مثل دیروز شرکت زود تعطیل شد ومن و ارام و ته تصمیم گرفتیم بریم خونه ته رفتیم و ته ازمن و ارام پذیرایی کرد کلی خوراکی میوه خوردیم فیلم دیدیم کتاب خوندیم آهنگ گوش دادیم کمی رقصدیم و موزیک ویدیو دیدیم کلی خوش گذشت بهمون کم کم داشت ساعت یک میشد ارام از من و ته خداحافظی کرد ورفت
ارام: خداحافظ جی هه جون خداحافظ ته گوگولی من
ته: خداحافظ ارام کیوت من
جی هه: خداحافظ ارام بامزه من
و رفت. من موندم و ته دوباره ازم پیذرایی کرد ومن باز کلی خوراکی و میوه و کلی چیز خوردم
ساعت یک و نیم بود من ام تصمیم گرفتم برم خونه از ته خداحافظی و تشکر کردم
جی هه: خداحافظ ته
ته: خداحافظ جی هه بانمک من
جی هه: عا راستی ممنون بابت امشب و پیذرایی ات
ته: خواهش میکنم انجام. وظیفه بود
منم رفتم خونه لباسمو درآوردم سرجاش گذاشتم موهامو شونه کردم تختمو مرتب کردم پوستمو مرطوب و آبرسانی کردم آهنگ گوش دادم فیلم. دیدم کتاب خوندم چت کردم تلفن حرف زدم
آب خوردم و خوابیدم شب خیلی خوبی نمیدونم چرا رئیس کوک امروز نیامده بود شرکت دلیلشم بپرسم میترسم دعوام کنه خلاصه امروز خیلی خوش گذشت شب خوب و قشنگی بود پیذرایی ته واقعا عالی بودمن خوش حالم که همکارایی مثل ته و ارام دارم
دیدگاه ها (۱۷)

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

مهمونی خطرناک پارت =1ویو ات=سلام من کیم اتم و بیست سالمه پدر...

کپشننننن😈💃🤣عروسک من😈🔞پارت هشتاد و نهنفس نفس میزد و لب برچید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط