رد پای رفتنت مونده ببین چیکار کردی

رد پای رفتنت مونده ببین چیکار کردی



من دلم گرم بود ولی بادله من سر نکردی



مادر مشتاتو نکوب روی سنگ قبرم



من دلم اتیش گرفته این حرفا دیونم کرده



مادر بچه بودیم میگفتی صدو بیست ساله شی



الان باید بالای سرم روی سنگ قبرم باشی



صد و بیست ساله این دنیا فقط بیست سال بود
دیدگاه ها (۱)

پارت اول: سایهٔ سنگین خانهاین چند پارتی رو داشتع باشید تا فی...

رمان عشق ممنوع

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر#پارت_2تقریبا نیم سا...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی²پدر تهیونگ،آقای ته‌هیون که تمام...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط