{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر

#پارت_2

تقریبا نیم ساعت بود که توی راه بودیم
به جاده ی جلومون که داشتیم می‌رسیدیم کلی سنگ ریزه داشت.. به جاده که رسیدیم ماشین خیلی تکون می‌خورد که یک لحظه ماشین روی سنگ بزرگتری رد شد که باعث شدم تکونی بخورم به طرف دیگه افتادم

+آخ سرممم

_جات راحته کوچولو؟؟؟
صبر کن ببینم چقد اینجا نرم در عین حال سفته؟؟ چرا این صدا شبیه صدای جونگکوکه؟؟ سرم و بالا آوردم که دیدم واییییی خوردم به جونگکوک

+اره راحتم.. چیزه نه یعنی ببخشید
میخواستم از تو بغلش بیرون بیام که با دستاش کمرم و محکم گرفت و دوباره به بغلش پرتاب شدم

‌+چیکار میکنیی؟؟

_ششش کجا بهتر از بغل من؟؟ همینجا بمون منم راحتم

با اینکه داشت توی دلم کیلو کیلو قند آب میشد ولی یکم ناز اومدم

+عه جونگکوک داداشم میبینه زشته

_.......

+جونگکوک

_........

+با تواممم

_عه یواش دختر همه آرزوشونه تو بغل من باشن، تو اینجوری میکنی؟

+ایششش اصن برو همون دخترا رو بغل کن

_دختر کوچولوم حسودیش شده هومم‌؟؟؟

صبر کن ببینم الان به من گفت دختر کوچولوم؟؟؟؟؟ عرررررررررر من دختر کوچولوشممممم

_لیا؟

+...

_لیاا؟؟

+هان؟ چیزه یعنی بله؟

_به چی داشتی فکر میکردی نیم ساعت داشتم صدات میزدم؟؟؟

+ه... هیچی

_باشه منم خر

به حرفش توجه نکردم و خیلی راحت توی بغلش دراز کشیدم و ازین حس خوب تا جایی که می‌شد استفاده کردم..... وایی چه بوی خوبی میده، خیلی طولانی بوش کردم

_هوم خوشت اومده؟

+چ.. چی؟ نه کی گفته تازه خیلی بوی بد میدی

تو گلو خندید... اخخخ من قربون این خندیدنت....

ادامه داره.....

شرایط پارت بعد :20 لایک
دیدگاه ها (۰)

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

رمان تهکوک

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

خب بازم خیانت درخواستی چه علاقه ای به خیانت دارید

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

وقتی پریود میشه part 1

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط