اوقات خوشم ساعت سینه زدنم بود

اوقات خوشم ساعت سینه زدنم بود

آثار کبودی همه روی بدنم بود

در گوشه پرونده من فاطمه (س)بنوشت:

یک عمر عزادار حسین وحسنم بود
دیدگاه ها (۱)

پارت ۸

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

نماهنگ اذان نگو بلال | باصدای سید مجید بنی فاطمه

🖤 مافیای منقسمت هشتم | قانون جونگکوکساعت شش عصر بود.ات لپ‌تا...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 77حوله رو از روی موه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط