بین دو دنیاp23

هیونجین که انگار از شوخی‌های سونگمین حسابی کیف کرده بود، دست فیلیکس رو محکم‌تر گرفت و انگشت شستش رو آروم پشت دستش کشید. گرمای دست هیونجین، با اینکه خون‌آشام بود، همیشه به فیلیکس آرامش می‌داد.

هیونجین با صدایی که حالا یه کم بم‌تر شده بود رو به فیلیکس گفت.

هیونجین: اصلاً محلشون نذار، بذار هر چقدر می‌خوان اذیتت کنن. مهم نیست بقیه چی میگن، مهم اینه که الان کنار منی.

فیلیکس که هنوز صورتش از خجالت داغ بود، سرش رو انداخت پایین و یه لبخند کوچولو زد. همون موقع یه نسیم ملایم توی حیاط پیچید و بوی گل‌ها رو آورد. چان که چشم از سونگمین برنمی‌داشت، یه نفس عمیق کشید و گفت.

هیونجین:می‌دونی… بعضی وقتا فکر می‌کنم چقدر خوش‌شانسیم که توی این دنیای بی‌رحم، این‌قدر راحت همدیگه رو پیدا کردیم.

سونگمین که سرش رو گذاشته بود روی شونه چان با لبخند مهربونی گفت

سونگمین: شاید چون قرار بود همین‌جوری بشه. انگار سرنوشت از همون اول می‌دونست که ما چقدر به هم نیاز داریم.

هیونجین یه لحظه سکوت کرد و نگاهش رو دوخت به افق که خورشید داشت کم‌کم غروب می‌کرد. خودش بهتر از هر کسی می‌دونست که چقدر از عمرش رو توی تاریکی گذرونده، اما حالا با وجود فیلیکس، حتی سایه‌های سرد زندگی‌اش هم قشنگ‌تر شده بود.

هیونجین: فیلیکسی، امشب برنامه هایی دارم که خاصه. میخوام یکم تنها باشیم *هیونجین اروم دم گوش فیلیکس زمزمه کرد*

فیلیکس با کنجکاوی سرش رو اورد بالا و توی چشمای قرمز رنگ هیونجین نگاه کرد.

فیلیکس: برنامه ی خاص؟

هیونجین چشمک زد و یه لبخند مرموز گوشه لبش نشست: «وقتی خورشید کاملاً بره و هوا تاریک بشه، خودت می‌فهمی…»

چان که انگار فهمیده بود فضا خیلی عاشقانه شده. با خنده گفت.

چان: اوه اوه، بوی قرار عاشقانه میاد! سونگینم! ما هم باید یه فکری برای امشب بکنیم، نه؟

سونگمین خندید و دست چان رو محکم تر گرفت.

سونگمین: شاید یه کارایی کنیم...

چان: ای وَل! امروز شانس باهام یارهه!

سونگمین: گفتم شاید!

چان: آههه...باشه..
دیدگاه ها (۱)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۴بعد از ناهار، چهار امگا به سمت کلاس ...

فیلیکس و می سان 💋

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

رمان هفتمین سایه (ادامه)

dark life = ۳۷

the end-part 3

بهار بدون تو

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 10 | حسودیت می‌شه، آقای هوانگ؟!...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_17فصل نهم | هیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط