{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی مگر من کیستم، گفتم تو دنیای منی

گفتی مگر من کیستم، گفتم تو دنیای منی
گفتی به جز این چیستم، گفتم تو رویای منی
گفتی به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم نمی دانی مگر، امید فردای منی
گفتی دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده
گفتم هنوزم در غزل، آبی دریای منی
گفتی هنوزم شاعری، بارانی و لبریز و سبز
گفتم دچار و شاعرم، زیرا تو زیبای منی
گفتی چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه
گفتم نمی دانی مگر، امروز و فردای منی
گفتی که مجنون میشوی از بودنت با من برو
گفتم که مجنون بوده ام زیرا تو لیلای منی...

12 مه 2016
دیدگاه ها (۱۳)

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

داستان عاشقانه جدید

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

سناریو جونگکوک

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط