Love that turned into enmity💔

Love that turned into enmity💔

part9🍷🖤
______________________________
_ بچه ها بچه ها
همه باهم گفتن:بلهههه
_شام چی بخوریم؟؟
#اووو کلا یادم رفته بود نمیدونم
&میخواین غذا سفارش بدیم؟
+فکر خوبیه ولی موافقین امشب خودمون چهارتا دست به دست هم بدیم غذا درست کنیم؟
(&_#وقتی علامت هارو باهم میزارم یعنی باهم گفتن ی حرفو)
&_#ارهههههه فکر خوبیههههه
+پس بیاید بریم به گروه تقسیم بشیم
&عالیه
_عالیه منم موافقم ولی بچه ها تو این خونه هیچی نداریما باید بریم خرید
+آره چیزی تو خونه نداریم میخوای ا.ت منو تو بریم خرید کنیم
_ ارهه موافقم ما بریم خرید کنیم بچه ها شما هم اینجا رو ردیف کنید
#اره موافقم ولی میخوای سوهو و ا.ت باهم برن
+ نه خودم میرم باهاش چون منم چند تا خرید دارم باید خودم باشم دیگ
#عا باشه
&باشه مراقب باشید(یکم حسودی و ناراحتی)
کوک و ا.ت سوار ماشین شدن و سمت فروشگاه رفتن و رفتن پراکنده شدن و شروع به خرید کردن
ویو ا.ت
داشتم راه میرفتم با سبد و دنبال نوشیدنی ها می‌گشتم که یهو دیدم یکی اومد جلوم و ماسک ترسناک زده بود
_جیغغ تو کی هستییییییی
+وای وای آروم باش منم کوک
_ وای کوک ترسوندیم این چه کاریه این ماسکو از کجا آوردی؟؟
+ببخشید عزیزم،، ی جا تو فروشگاه هست عروسک داره و این چیزا منم اینو از اونجا برداشتم
ا.ت تم دلش :وقتی گفت عزیزم پروانه های قلبم شروع کرپن به پرواز کردن
_ واقعااااا میشه بریم اونجا
+بیا بریم
رفتن سمت عروسکا اینا که ا.ت ی اسب تک شاخ خوشمل دید(ادمین اسب تک شاخ دوست داره مخصوصا مشگیشو)
_واییییی کوک اینو ببینینننننننن
+دیدم دوسش داری؟؟
_اوهوم (کیوت)
+پس بردارش
_جدی!!!!؟
+اوهوم برش دار که بریم ادامه خریدا
_باشه ولی کوک
+جونم
_میهش این عروسک خرگوشه رو هم برداریم آخه شبیه توعه😂😂😂
+میدونم شبیه خرگوشم اونم از نوع جذابش ولی این عروسکها به پای من نمی‌رسه ولی اینم بردار
_ باشه آقای از خود راضیی
هردو خندیدن و بعد از اتمام خرید رفتن حساب کنن
ویو تو ماشین
_کوکی ممنونم خیلی این عروسکا خوبن🥹(و گونه کوک رو میبوسه)
کوک که ضربان قلبش بالا رفته بود گفت
+خواهش میکنم کیوتچه الان خوشحال هستی؟
_اوهوم خیلی
+خب عالیه
ا.ت تو دلش : وقتی کوک اینجوری حرف میزنه احساس میکنم تو بهشتم وقتی کنارشم انکار کل دنیا رو دارم
کوک تو دلش: وقتی بوسیدتم ضربان قلبم حوری بالا رفته بود که نمیدونستم چجوری کنترلش کنم ولی خوشبختانه تونستم
رسیدن و از ماشین پیاده شدن و خریدارو برداشتن به سمت در خونه رفتن که.....
دیدگاه ها (۰)

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط