{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هجدهم

پارت هجدهم

نفس..

صورتمو شستم رفتم سمت اتاق کارم...

مشغول کارام شدم بعضی وقتام نگاهی ب آرمان

مینداختم ک ببینم نظرش عضو نشده ک میدم

اصلا حواسش نیس...😭

اوف واقعا امروز کار زیاد کردم خسته از رو صندلی

بلند شدم قش و قوسی به بدنم دادم اخیش....😂

وسایلمو برداشتم تاکسی گرفتم رفتم سمت خونه

منتظر آرمان نموندم ک اون منو برسونه...

خیلی از دسش ناراحت بودم من تنها کسی ک برام

مونده آیسو هست ک اونم نمیتونم برم عقدش..😢 😢

رفتم سمت اتاقم لباسامو بیرون اوردم برم یکم دوش

بگیرم احساس خفگی میکنم...

بعد اینکه دوش گرفتم ک بیشتر شبیه آب بازی کردن

بودرفتم تو اتاقم نگاه ساعت کردم دیدم دوساعت

دیگه تا اومدن گودزیلا مونده....😄

لباسامو پوشیدم رفتم جلو میز توالت شونه برداشتم

موهامو شونه زدم اوف یادم باشه یه روز برم موهامو

کوتاه کنم زیادی بلند شده یکم دیگه بلند شه میرسه

تا زیر کمرم دیگه عمم برام شونه میرنه...(دیوونه

هم خودتون هستین دلم میخواد با خودم حرف بزنم)

همینطور ک داشتم موهامو شونه میزدم چشم خورد

به ژر لبم رژ کالباسی ماتمو برداشتم یکم زدم ب لبام..

آخیش یکم روحیم عوض شدا 😂 😂

خیلی وقت بود رژ لب نزده بود تودخونه....

از اتاقم اومدم بیرون رفتم سمت آشپزخونه اوووووم

حالا شام چی بپزم...🤔 🤔
دیدگاه ها (۲۳)

من اگه سیگارم تموم بشهتوام سیگار فروش باشی دوباره ته سیگارمو...

پارت نوزدهمشروع کردم به درست کردن ماکارونی..بعداینکه درست کر...

پارت هفدهمرفتم تو آشپز خونه شرکت یکم آب ریختم خوردم..همینطور...

پارت شانزدهمفردا عقد آیسو بود و من داشتم فقط حرص میخوردم..😤 ...

رمان عشق ممنوع

رمان دخت من

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

رمان دخت من

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

پارت 13......................

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

فیک کوک پارت = ۲ ویو ا.ت با صدای زنگ هشدار گوشیم از خواب بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط