🕸🎀𝑻𝒘𝒊𝒏𝒔 رمان مدرسه ای

🕸🎀𝑻𝒘𝒊𝒏𝒔 رمان مدرسه ای
(دوقلو ها)
★ 𝒑: ⁶

سومین: نمیخوام با اون باشی ا/ت: چرا؟ سومین: چون...چون... اون همه رو بازی میده ا/ت: چجوری؟ سومین: دوست دختر قبلیش بهم گفت که این هرشب با ده تا دختر میخوابه ا/ت: چییی!!!؟ سومین: پس چی فکر کردی ا/ت خانوم؟ فکر کردی شاهزاده ی سفید بر اسب سفیده که پاکه!؟... ا/ت: بیخیال خابم میاد.. سومین: اوکی شبت بخیر.. به حرفام گوش کن.. ا/ت: باشه برو(خابالو)

[ویو به فردا صبح]
ا/ت ویو: امروز راحت بودم.. یه هفته از تموم این روزا میگذشت.. دوباره یاد حرفای سومین افتادم.. اخه چطور ممکنه!؟.. باید بفهمم..
رفتم بیرون.. نشستم تو ایستگاه..
همه یجوری نگام میکردن..
میخواستم بگم ادم ندیده این.. ولی خب نگفتم..
اما دیگه صبرم به ته کشید.. ولی خداروشکر اتوبوس اومد..
تا اومدم کارت و بزنم بهم خندیدن.. دوباره خواستم کارتو بزنم.. بازم میخندیدن و فیلم میگرفتن..

راننده: خانوم بزن دیگه کارتو ا/ت: باشه

کارتو زدم.. ولی هنوز داشتن زر زر میکردن..
بلند شدم همونجا دستشونو گرفتم.. زدم به زمین تک تکشونو..

ا/ت: خیلی صدای حیوانات میاد.. کمتر سر و صدا کنین!

و پیاده شدم از اتوبوس..
با اینکه کلاس نرفتم ولی خوب زدمشون...!
بعده اینا.. دیدم اون پسره رومخه(جونگ کوک) اونجا با یک دختر و چهارتا پسر نشسته بیرون...
یعنی چی میگن!؟
کنجکاو شدم و رفتم کنارشون جوری که انگار میخواستم چیزی بخرم...
دوباره دیدم مردم دارن هی بهم میخندن..
ا/ت: هوف دختر: چیه!.. دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: منظورت چیه؟ دختر: با جونگ کوک دیگه ا/ت: من نمیدونستم عشق شماست وگرنه هیچوقت نزدیکش نمیشدم.. و نمیخوامم بشم..! دختر؛ فیلمتو دیدی؟ ا/ت: اره همونیه که با اون پسره و من شدیم پرنسس و شاهزاده کوفتی دختر: همچین فیلمی نیست(لبخند مرموز) ا/ت: چی میگی؟ حرف حسابتو بگو دختر: خودت ببین
[فیلم ل.ختی ا/ت]
دختر: معروف شدی ا/ت:(با لرزش و مکث) این... اینن....من نیستم...بخدا...م..م..ن..ن نیستم...

بدجور حالم بد شد..
وقتی دختره میخواست حرف بزنه یهو یکی اومد و دستشو گرفت و پرتش کرد اونور..

ا/ت: مز..ا..حم(مکث) [جونگ کوک]

که تا اینو گفتم یهو افتادم تو بغلش و چشمام سیاهی رفت..


اینم از ی پارت دیگه🍃🐥

ی لایک و فالومون نشه؟ 🌸
دیدگاه ها (۶)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط