{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید

گرچه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه اخر شد و پایان زمستان نرسید

من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید

کل این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید

در دل مزرعه بغضم سله بسته ست قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…

نان عاشق شدنم را پسر خان میخورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید

تو-از-آن-دگری-رو-که-مرا-یاد-تو-بس
حیف دستم سر آن موی پریشان نرسید…

دیدگاه ها (۱)

مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدارکه از تو چیزی از این بیش...

.از قطار چشمهایت جا بمانم حیف نیست؟در مسیری دور و ناپیدا بما...

در بند توام حیف که دلبند نباشمکوهم نه ولی مثل دماوند نباشمدر...

یا رب هلاک من مکن الا به دست دوستتا وقت جان سپردنم اندر نظر ...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور منِ خسته به طو...

🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 🍃 🌸 🍃 🌸 گفته بودی که چرا خوب به پایان نرس...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید ؟راستش زورِ منِ خسته به ...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم بر سر سجده نه در شعر دعایت كرد...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم                               ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط