{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…
نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
حیف دستم سر آن موی پریشان نرسید…
دیدگاه ها (۰)

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور منِ خسته به طو...

🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 🍃 🌸 🍃 🌸 گفته بودی که چرا خوب به پایان نرس...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید ؟راستش زورِ منِ خسته به ...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم بر سر سجده نه در شعر دعایت كرد...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم                               ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط