گفته بودی که چرا

گفته بودی که چرا

گفته بودی که چرا
‌خوب به پایان نرسید؟
راستش زورِ من  خسته
به طوفان نرسید..

گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید..

من گذشتم که
به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت
ولی عشق به عصیان نرسید..
『🖤
دیدگاه ها (۰)

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

پروانه جان

فیک جونگکوک

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط