{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا

گفته بودی که چرا
‌خوب به پایان نرسید؟
راستش زورِ من  خسته
به طوفان نرسید..

گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید..

من گذشتم که
به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت
ولی عشق به عصیان نرسید..
『🖤
دیدگاه ها (۰)

گفت: یک جمله بگو هر چه دلت میخواهدگفتم از کل جهان ، هیچ به د...

نه آرامشت را به چشمی وابسته کن، نه دستت را به گرمای دستی دلخ...

دنیا محل کندن جان بود و ما همهفانوس های روشنِ در امتداد باد....

دَم به دَم تنگ کنم دایره خلوت خویشتا بِدانجا که دَهم دل به د...

ملکه من:p33: نفر بعدی رییس یه کاباره اونجا پر مردایی بود که ...

وقتی دکترت شد و تو عضو هشتمی p1

پارت اخر: زندان ارباب جئونجونگکوک همراه بوسه ات رو انداخت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط