پنجره را به پهنای جهان می گشایم:

پنجره را به پهنای جهان می گشایم:
جاده تهی است.درخت گرانبار شب است.
ساقه نمی لرزد,اب از رفتن خسته است:تو نیستی نوسان نیست.
تو نیستی,و تپیدن گردابی است.
تو نیستی,و غریو رود ها گویا نیست,و دره ها ناخواناست.
دیدگاه ها (۱)

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

جدایی

پرنسس ناخواسته

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»part_2هفته‌ی اول ازدواجت، تقریباً ه...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۴جونگکوک خندید و در...

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط