اشتباه کوچک , پشیمانیه بزرگ

اشتباه کوچک , پشیمانیه بزرگ

پارت 7

ویو ات

بعد کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که هیچکس منو نمیخواد پس

چه بهتر که همه چیز و رها کنم و از اینجا برم و مستقل بشم هر جور

که شده .
بلند شدم وسایل ضروریمو جمع کردم از قبل کلی پول پس انداز کرده

بودم اونا رو برداشتم یکمم طلا داشتم اونارم برداشتم .

با مقداری از اون پول ها یه بلیط هواپیما به امریکا گرفتم .

پروازم چهار ساعت دیگه بود پس باید عجله میکردم .

بعد انجام همه ی کارا یه فکری به سرم زد پس رفتم برای جیمین یه

نامه ی خداحافظی نوشتم و گذاشتم روی میز کنار تختش .

چون میدونستم این اخرین دیدارمونه و خوابش سنگیه موهاشو نوازش

کردم و صورتشو و سرشو برای اخرین بار بوسیدم و از خونه خارج شدم .

دلم براش تنگ میشد اما چه میشد کرد که هیچکس منو نمیخواد حتی

اون که تنها خانوادم تو این دنیای بی رحم بود .

حرکت کردم به سمت فرودگاه میخواستم زود تر برم قبل از اینکه

جیمین بلند بشه و بیاد دنبالم .

ادامه دارد

ممنون میشم حمایت کنید
دیدگاه ها (۱)

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁴ویو میکا_____اولین چیز...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

عشق اشتباه

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط