اگر من بزرگ نمیشدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، مو های مادرم س

اگر من بزرگ نمیشدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، مو های مادرم سفید نمیشد، مادربزرگ در ایوان خانه باز میخندید، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود، غروب جمعه برایم دلگیر نبود،
چقدر گران به پایان رسید بزرگ شدن من
دیدگاه ها (۱)

ازدواج اجباری

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

قسمت ۶

پرنسس ناخواسته

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط