{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ، ... دشنه زدی ... خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم
ساده لوحی ست ، ... بگویم که نمی فهمیدم !

غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم
تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم

دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم

بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم

بی سبب نیست ، ... فراموش شدی در یادم
که تو مهتاب شبانگاهی و ... من خورشیدم

عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم ترسیدم
دیدگاه ها (۱)

باید بروم سمت شبستان نگاهت… شاعر بشوم شعر بگویم سر راهت یک...

چینی نازک تنهائی سهراب شکست ساق پاهای لطیف قدم آب شکست .. . ...

به ﯾﻘﯿﻦ، ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺧﻠﻘﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﻘﺶ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﻨﺒﺪ ﻣﯿ...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

My idol

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۴ساعت ۱۲ و ۳۱ دقیقه ظهر_جیمین:با سردرد چشمام رو باز کرد...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط