{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱/بازی بدون بازگشت

پارت ۱/بازی بدون بازگشت

هوا ابری بود. تهیونگ با هودی سیاهش داخل پارک قدم میزد. نیمکت خالی پیدا نکرد تا بنشیند
تهیونگ: می‌تونم اینجا بشینم
جونگکوک: آره بشینید
تهیونگ رفت و کنار او نشست
پسر موهای مشکی و کمی حالت دار داشت
حس عجیبی بهش دست داد انگار این فرد با تمام انسان ها فرق داشت
جونگکوک: اسم شما چیه من جونگکوکم
تهیونگ به خودش آمد
تهیونگ: منم تهیونگم
جونگکوک:می‌تونم بیشتر باهاتون آشنا بشم؟
تهیونگ:چرا میخوای باهام آشنا بشی
جونگکوک: شاید باهم دوست شدیم کی میدونه
تهیونگ: مطمئنی میخوام باهام آشنا بشی
جونگکوک: چطور مگه کی هستی
تهیونگ پوزخندی زد: هیچی فراموشش کن
از جایش بلند شد دست هایش را داخل جیب هودی اش کرد.
تهیونگ: پشو بریم یکم قدم بزنیم
جونگکوک بلند شد و همراه او داخل پارک قدم زد...
ادامه دارد...
پارت های بعدی رو فردا میزارم
به مناسبت تولد نامجون فردا ۴ پارت دیگرو میزارم
دیدگاه ها (۶)

پارت ۲|بازی بدون بازگشتهنوز داشتن قدم میزدن که تهیونگ وایستا...

پارت ۳|بازی بدون بازگشت ته:چی میخوریکوک:هرچی بخوریته به سمت ...

رمان جدیدژانر: عاشقانه،درام،رازآلودشیپ تهکوکبا خشم از صندلی ...

رمان جدید.اسلاید اول:تهجیناسلاید دوم:تهکوک رمان از تهکوک باش...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖(پارت 7 و 8 جابجا شده) ویو تهیونگتهیونگ...

پارت ۸ "اخر"ساعت ۷ و ۲۴ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":تهیونگ با ا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁷جونگکوک روی تخت نشسته بود و به سقف ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

FORCED LOVEPart:21[همان زمان، چند خیابان آن‌طرف‌تر]تهیونگ دا...

شاگرد لوس من

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

p2 زنگ آخر که خورد ا.ت سریع وسایلش رو جمع کرد تهیونگ کنار در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط