نوشیدن خون قرمز

🩸𝐃𝐫𝐢𝐧𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐥𝐨𝐨𝐝🩸
( بچه ها این پخ همش جا نمیشه مجبورم تیکه تیکه بزارم این الان ادامه ی پارت 2 هست)
ات: خب این ها طرح ها و شکل هایی هستن که من طراحی کردم.... نظر شما در این مورد چیه؟.... اگر نظر دیگه ای دارید لطفا طراحی کنید و بهم نشون بدید....
تهیونگ: واووو..... اینا خیلی عالین....
ات: ممنون.... ( لبخند میزنه)
ات: خب..... بفرمایید اینا کاغذ و مداد که طرحی که مورد نظرتون هستن رو بکشید...
تهیونگ: بله..... ( برگه رو گرفت و بعد 10 دقیقه طراحی تموم شد.....)
تهیونگ: بفرمایید..... چطوره؟
ات: واقعا عالیه..... تو عمرم همچین طرحی ندیده بودم.... طراحیتون هم خوبه
تهیونگ: ..... ( پوزخند میزنه)
چند ساعت بعد:
( ات و تهیونگ فعالیت هایی که پدر تهیونگ داده بودن رو انجام دادن و طراحی کردن و باهم جور شده بودن......)
تهیونگ: خب خانم ات..... با اجازتون من دیگه برم....
ات: باشه خیلی ممنون بابت همکاری.....
تهیونگ: خدانگهدار تا دیدار بعد....
ات: خدانگهدار.....
( تهیونگ از اتاق رفت بیرون....)
ات: واووو عجب پسر جذابی بودش..... خیلی هم با ادب بودن..... خوبه.... زود قضاوتش کردی ات..... کارش هم که واقعا عالیه.... فکر کنم بترکونیم این دو شرکت رو....( با خودش حرف میزنه)
( ناگهان موبایل ات زنگ میخوره....)
خب خب برید بخوابید گذاشتن پارت ها بیشتر و کمتر بقیه فیک دست خودتونه😂💜
دیدگاه ها (۲)

فقط صدای خودم خوبه🤭😎😎🛐🛐این صدام رو تو پیج اولم گذاشتم بعد خی...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

عمو لینو تولدت مبارک☆☆☆☆☆☆میدونستی اخرین کسی هستی که تولدش ت...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

درودددددچطوریددددد؟غیبتم خیلی طولانی شد نه؟خب معذرت می‌خوام ...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط