_سناریو_

وقتی ترو همیشه با دخترای دیگه مقایسه میکرد(درخواستی)
_____________________
نامی(باهاش یه بحثه خیلی بد میکنیو بهش میگی بیا بهم بزنیم)
نامی:چی؟بهم بزنیم؟معلومه که نه!
ا.ت:چرا نه؟
نامی:چون تو ماله منی!(جدی)
_____________________
جین(همیشه سر این موضوع بحث و دعوا دارین که یه بار توی یکی از دعوا ها بهش میگی ازت بدم میاد)
جین:چی؟چی گفتی؟(جدی)
ا.ت:ببخشید..
______________________
یونگی(اوایل سعی میکردی حواسشو از دخترای دیگه پرت کنی ولی بعد از یه مدت دیدی فایده نداره پس بهم زدین..که چند وقت بعد یکی از دوستاشو دیدی)
ا.ت:تو از یونگی خبری داری؟
دوستش:اون یونگیه قدیمی یا اونیکه الان دائم المسته و چندبارم خودم جلوشو گرفتم تا خودشو خلاص نکنه؟
______________________
جیهوپ(یه بار باهاش قهر کردی برای همین از اون به بعد دیگه هیچ وقت مقایست نکرد)
(بچم مظلومه🌚🤏🏻)
______________________
جیمین(یه بار بخاطره اینکه سر این موضوع بحثتون شد زدی توی گوشش)
ا.ت:جیم..جیمینا..من......ببخشید!
جیمین:مهم نیست..(با بغض)
(از اون موقع به بعد دیگه هیچوقت اونکارو نکرد)
_______________________
تهیونگ(همیشه هروقت مقایست میکرد هیچی نمیگفتی و ساکت میموندی تا اینکه یه بار از دستت عصبی شد)
تهیونگ:ببینم تو چرا اصا حرفی نمیزنی ها؟(یکم بلند)
ا.ت:(کنترلشو از دست میده)چون توئه لعنتی همیشه منو مقایسه میکنی..اگه منو دوست نداری پس چرا باهام موندی؟!(خیلی بلند و با گریه)
تهیونگ:(شوکه میشه و بغلت میکنه)بیب ولی من..من واقعا فقط باهات شوخی میکردم..
________________________
جانگکوک(یه بار اکصشو باهات مقایسه کرد برای همین توئم گذاشتی و رفتی خونه دوستت..تا اینکه جونگ‌کوک بعد از چند روز آدرستو پیدا کرد)
جونگ‌کوک به دوست ا.ت:میشه لطفا به ا.ت بگی بیاد میخوام باهاش حرف بزنم
دوست ا.ت:ا.ت اینجا نیست..
جونگ‌کوک:پس کجاست؟
دوست ا.ت: به لطفه تو بیمارستانه..اگه دوسش نداشتی پس چرا پیشه خودت نگهش داشتی؟تا عذابش بدی؟(درو میبنده)
جونگ‌کوک:.......
________________________
چطور بود؟یکم طولانی شد..
لایک و کامنت یادت نره آرمی;)
‌#سناریو
@cruella17
دیدگاه ها (۲۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط