{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💌

💌
شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود
به یادِ کربُ بلا برا حرم گرفته بود

داشتم از غصه میمردم به یادِ کربُ بلا
گفتم امشبُ میرم زیارتِ امام رضا

رفتم و رو به ضریحِ با صفاش زانو زدم
حرفایِ دِلمُ پیشِ ضامن آهو زدم

گفتم آی امام رضا تورو به حقِ مادرت
ی نگاه کن به دلِ سیاهِ این کبوترت

من غلامتم تو باید به دلم شاهی کنی
برایِ زیارتِ حسین منو یاری کنی

میونِ درد و دلام تویِ همین حال و هوا
دیدم انگاری نشسته روبه‌روم امام رضا

دیدم آقایِ غریبم داره گریه میکنه
سر تکون میده ازم داره گلایه میکنه

میگه آی اونیکه حالِ خودتو خوب میدونی
توکه صبح‌تاشب داری دلِ منو میسوزونی

با چه رویی اومدی پیشِ منِ امام رضا
با چه رویی اومدی میخوای بری کربُ بلا

به حریم ما تا مُحْرِمْ نشی فایده نداره
کربلا بری و آدم نشی فایده نداره

به آقام گفتم امام رضا به حقِ مادرت
یه نگاه کن به دلِ سیاهِ این کبوترت

تا که از صدق و صفا عاشق و مبتلا بشم
اونجوری که تو میخوای زائر کربلا بشم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ..

التماس دعا ..
❤ روزتون امام رضایی❤
دیدگاه ها (۶)

#قلبی_در_دو_بدنP3 بازم حسودیم شد ولی گفتم به چپم بگیرمتوی فک...

پارت ۴۵

رمان تهیونگ

My lovely neighbor part : ۷۰

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 21ولی جونگکوک سالها ...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط