یه دیالوگی بود که میگفت:«چه شکستی بزرگتر از اینکه بعد از

یه دیالوگی بود که میگفت:«چه شکستی بزرگتر از اینکه بعد از گذروندنِ اینهمه وقت پای یه‌نفر، بفهمی چقدر باهات غریبه‌ست»؛
‏و چه آدمایی که تو خیالِ خودمون باهاشون زندگی میکردیم، ولی واسشون هیچی نبودیم، جز یه آدمِ معمولی :))

l
دیدگاه ها (۰)

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ روایت استریمر معروف برزیلی، کورینگا، از دیدارش با...

تولدت مبارک، پارک جیمینِ من، فرشته‌ی کوچولوی دنیای من. 💛🐥🎂ام...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

پارت سوم

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط