نبـودنت

نبـودنت
غربتش بی نهایت است
جریـان دارد
در تک تکِ ثانیـه هایِ زندگی
انگار که یکی با غربت
با تنهایی
انگار یکی بـرایِ از دست دادن
برایِ ماندن
زاده شده است
که بماند و ببیـند
رفتن و نبـودن آدمهایِ زندگی اش را
انگار که بعضی ها
متولد شده اند بـرایِ صبوری
بـرایِ دیدن و گذشتـن ،
جان سخت هایی که می بینند
از دست دادنِ عزیزتریـن هایِ زندگیشان را
ایـنکه در برزخ نبـودن ها
گرفتـار باشند .. وُ
بُغض کنند .. !
بُغضی به اندازه یِ تمامِ ماندن
پایِ ایـن نبودن ها ..
می نویسم که بـدانی /
دیدگاه ها (۱۱)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

اتاقی که وجود نداشت (part5) باران از نیمه‌شب شدت گرفته بود ا...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

### پارت ششم: «دود، خون و سایه‌ی پنهان»با افتادن فرمانده‌ی ت...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮     ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡        پارت...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط