{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می کشم در دل خیالت را شبی ،حالا ببین

می کشم در دل خیالت را شبی ،حالا ببین

می بُرم فکر وصالت را شبی، حالا ببین

بیخیال صورت چون قرص ماهت میشوم

می زنم قید جمالت را شبی، حالا ببین

می کنم بیرون دگر از سینهٔ رنجور خود

عشق پر درد و ملالت را شبی، حالا ببین

چشم می گیرم ز تو شاید فراموشش کنم

چشم زیبای غزالت را شبی، حالا ببین

می زنم من ریشهٔ عشقت و حتی بعد آن

آرزوهای محالت را شبی ، حالا ببین

چون به قلبم پا گرفتی میبُرم از بیخ و بن

ساقهٔ زیبا نهالت را شبی ، حالا ببین

می روم شاید که دیگر بی خیال من شوی

می کشم آخر خیالت را شبی ، حالا ببین
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁵پذیرش، همان آرامشی‌ست که در دل طوفان پیدا می‌...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

چه خوشبختم از اینکه با خیالت زندگی کردمکنارِ آرزوهای محالَت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط